
٢- قصابی که در نجف ، گوشت مصرفی امام را از او می خریدند "حمّود" نامی بود. حمود ، به احترام امام ، همیشه بهترین گوشت را با پاک کردن چربی و دنبه و زوائد آن ارائه می کرد. روزی امام پرسید : آیا این قصاب ، برای همه مشتریان خود این گونه عمل می کند ؟ پاسخ خدمتکار امام این بود که : نه ، حمود برای علاقه ای که به شما دارد چنین می کند. امام با صراحت می گوید : دیگر از این قصاب برای من گوشت نخرید .
حمود هر بار نزدیکان امام را می دید ، می گریست و از اینکه این توفیق از او سلب شده است بسیار ناراحت بود.
٣- هنگامی که مشغول نوشتن جلد اول کتاب زندگینامه امام خمینی بودم ، قبل از چاپ برای ملاحظه ایشان آن را به امام ارائه کردم . در جایی از کتاب نوشته بودم : "مادر فاضله و دانشمند امام ، هاجر نام داشت . " امام روی فاضله و دانشمند خط کشید و گفت : مادر من زن با تقوا و بزرگواری بوده ، اما "فاضله" و "دانشمند" نبوده و زن معمولیی بوده است .
در جای دیگری از کتاب نوشته بودم : سید روح الله در ۶ سالگی با اشتیاق به مکتبخانه رفت ." باز هم امام روی کلمه "با اشتیاق" خط کشید و گفت : اصلا هم من با اشتیاق به مکتبخانه نرفتم و خیلی هم با سختی رفتم ؛ اصلا کدام بچه است که در ۶ سالگی با اشتیاق به مکتبخانه برود ؟!
***
امروز درست سی سال از ورود تاریخی امام سید روح الله موسوی خمینی به میهن عزیز و مشتاقمان می گذرد. مناسب دیدم این سه خاطره ناگفته و تکان دهنده را که هر سه آنها بویژه اولی و سومی ، توجه عمیق و حساسیت فوق العاده امام را در حتی کاربرد دقیق کلمات نشان می دهد به عنوان راهنمای عمل خود نقل کنم .
راستش وقتی محتوای خاطره اول را چند هفته پیش در هفته نامه "شما" خواندم ، تا ساعتهای مدید از تمام اطراف فارغ شده بودم و به صداقت و عدالت بی نظیر امام فکر می کردم که پیامی را بر می گرداند تا به جای " تمام همتم" ، عبارت " بیشترین همتم" را به کار برد تا نکند در همین حد هم از صداقت و راستی دور افتاده باشد .






شنيدهايد در جنگ مىگفتند بسيجى بىترمز است، اين يك معنا و حرف ديگرى داشت؛ اينها خوب عاشق شهادت بودند و پا بر زمين مىكوبيدند. همين شهيد عزيزمان، احمد كاظمى را من در جبهه ديده بودم؛ آنچنان اقتدارى داشت كه اشاره مىكرد، بسيجىها حرفش را گوش مىكردند. اينطور نيست كه بسيجى كه عاشق است، مجاز باشد برخلاف امر فرمانده و برخلاف انضباط سازمانى و انضباط عملى در محيط زندگى، يك حركت بىانضباطى انجام بدهد؛ بهخصوص كه دانشجو و شما دانشجوها. ما براى شماها خيلى قيمت قائليم.

